قرآن به روايت محسن نامجو :حركتي بديع در عالم هنر يا توهين به مقدسات اسلام؟
از اينجانب استعلام شده بود كه اين ترانه آقاي نامجو را بشنوم و نظر خود را در اين خصوص بگويم كه آيا مي شود از ايشان به جرم توهين به مقدسات توسط شاكي خصوصي ، شكايتي مطرح نمود يا خير؟
مقدمه :
ماده 513 قانون مجازات اسلامي (ق.م.ا.) - هركس به مقدسات اسلام و يا هر يك از انبياء عظام يا ائمه طاهرين ( ع ) يا حضرت صديقه طاهره ( س ) اهانت نمايد اگر مشمول حكم ساب النبي باشداعدام مي شود و در غير اين صورت به حبس از يك تا پنج سال محكوم خواهد شد
در خصوص اينكه مصاديق مقدسات اسلام چيست در بين دكترين و رويه قضايي رويه واحدي وجود ندارد به عنوان نمونه آيا كشف يك امامزاده در يك روستاي دور افتاده و توهين به اين امامزاده اخير الكشف، مصداق توهين به مقدسات اسلام است يا خير؟ شايد هم بتواند باشد و هم نباشد. در هر حال اين وظيفه مقنن است كه متن قانون مجازات را به گونه اي تنظيم نمايد كه تفسير بردار و سليقه اي و مبهم و دو پهلو ، نباشد.چراكه شايد در همين مورد آقاي نامجو عده اي از مردم با شنيدن اين ترانه به وجد آمده و خواننده را مورد تحسين قرار دهند و عده اي ديگر به خشم آمده و خواستار برخورد قانوني با مرتكب بشوند.
در خصوص ترانه آقاي محسن نامجو نكات ذيل به نظر اينجانب مي رسد :
1- بلا ترديد ، قرآن ، كعبه يا مزار امامان يا شخصيت هاي واجب التعظيم مانند حضرت مريم يا حضرت حمزه مسلما جزو مقدسات اسلام مي باشند .
2 - توهين موضوع ماده 513 ق.م.ا. مي تواند علاوه بر گفتار با فعل رفتاري و نوشتن و حتي با اشاره البته به شرط صريح بودن صورت بگيرد.
همانطور كه در قانون استفساريه مصوب مجلس در سال 1379 مورد تصريح قرار گرفته براي شمول موادي مانند ماده 513 در مورد توهين بايد الفاظ و حركات مرتكب صراحت بر توهين داشته و به اصطلاح تفسير بردار نباشد لذا در صورت عدم صراحت ، مرتكب به جرم توهين محكوم نخواهد شد.
جهت اطلاع عين متن نظريه تفسيري مجلس آورده مي شود:
قانون استفساريه نسبت به كلمه اهانت ، توهين و يا هتك حركت مندرج در مقررات جزائي مواد (513) ، (514) ، (608)،(609) قانون مجازات اسلامي و بندهاي (7(و (8) ماده (6) و مواد (26) و (27) قانون مطبوعات مصوب 1379
از نظر مقررات كيفري اهانت و توهين و … عبارت است از بكاربردن الفاظي كه صريح يا ظاهر باشد و يا ارتكاب اعمال و انجام حركاتي كه با لحاظ عرفيات جامعه و با درنظر گرفتن شرايط زماني و مكاني و موقعيت اشخاص موجب تخفيف و تحقير آنان شود و با عدم ظهور الفاظ توهين تلقي نميگردد.
3- ترديدي نيست و جرم موضوع اين ماده از جرايم غير قابل گذشت با جنبه عمومي است و قاعدتاً بايستي دادستان شاكي باشد اما منعي ندارد كه افراد عادي نيز از مرتكب شكايت نمايند.
4- كدام دادسرا صالح به رسيدگي است؟
دادسراي عمومي يا انقلاب؟
به نظر مي رسد عمل آقاي نامجو مشمول مصاديق ماده 5 قانون تشكيل دادگاه عمومي و انقلاب اصلاحي 1381 نمي شود و از جرايم عادي است و لذا دادسراي محل وقوع جرم يعني محلي كه اين ترانه ضبط شده صالح به رسيدگي است.پس دادسراي انقلاب، صالح به رسيدگي نمي باشد
5- عنصر مادي و رواني
اين جرم مطلق است يا مقيد به نتيجه است؟
به نظر مي رسد جرم موضوع اين ماده به لحاظ عنصر مادي ، مطلق باشد به علاوه عنصر رواني جرم مذكور در ماده 513 عمد در توهين است كه مستلزم آگاهي آقاي نامجو نسبت به موهن بودن رفتارش مي باشد اما وجود نيت خاصي مانند جريحه دار كردن احساسات عمومي يا مقابله يا مقدسات اسلامي ضرورتي ندارد يعني اثبات اينكه آقاي نامجو با سؤ نيت اينكار را كرده و يا صرفا به فكر يك نوآوري هنري بوده مطرح نيست بلكه صرف انجام اين عمل يعني خواندن قرآن به اين سبك و سياق ، مي تواند ايشان را داخل در حقوق كيفري نمايد. چراكه به صرف موهن بودن رفتار مرتكب از نظر عرف، جرم ارتكاب يافته است و وجود سؤ نيت خاص در مرتكب ضروري نيست به عبارت ديگر اينكه منظور آقاي نامجو از رفتار مورد نظر قصد تخفيف و يا تحقير قرآن باشد يا صرفاً يك حركت بديع در عالم هنر ، از اهميت برخوردار نيست همچنين انگيزه شرافتمندانه مرتكب نيز در مسئوليت كيفري وي مؤثر نيست.اما مي تواند از موجبات تخفيف مجازات باشد
6- مجازات:
با توجه به اينكه ايشان (دست كم در ظاهر ) يك هنرمند محسوب مي شوند(البته اگر كسي مخالف اين عنوان نباشد) شايد در صورت صدور كيفر خواست از جانب دادستان و ارجاع پرونده به دادگاه كيفري در مجازات ايشان تخفيف قايل شوند به استناد ماده 22 قانون مجازات اسلامي.
جمع بندي
1- عمل آقاي نامجو ( يعني صِرفِ خواندن آيات قرآن با اين سبك و سياق)با توجه به شأن قرآن در عرف غالب جامعه ايراني و در نظر گرفتن شرايط حاكم زماني و مكاني فعلي و البته به شرط آنكه نظر اكثريت به ويژه دادستان اين باشد كه نوع اجراي آقاي نامجو يك توهين صريح بوده و ايشان بر موهن بودن رفتار خود علم و عمد داشته ، به نظر مي رسد بتواند مشمول عنوان توهين به مقدسات اسلام تلقي گردد
2- براي تعقيب ايشان قانوناً نياز به شاكي خصوصي نيست بلكه جرم جنبه عمومي دارد اما شاكي خصوصي نيز مي تواند دعوا را مطرح كند
3- با توجه به اينكه اصولاً در جرم توهين نيازي به اثبات سؤ نيت خاص مرتكب نيست بلكه جرم به لحاظ عنصر مادي يك جرم مطلق است و نيازي به تحقق نتيجه خاصي نيز نيست به نظر مي رسد در صورت صدور حكم محكوميت براي ايشان و اثبات انگيزه شرافتمندانه وداشتن حسن نيت از سوي آقاي نامجو ، ايشان بتواند از تخفيف مجازات برخوردار شوند.
پي نوشت :
1-اينجانب نه نسبت به استعلام كننده شناخت دارم و نه آقاي محسن نامجو را از نزديك مي شناسم صرفاً به لحاظ حقوقي مواردي به نظر رسيد
2-گاهي اوقات تصور ميكنم اصطلاحاتي نظير «اذهان عمومي» يا « عفت عمومي» در ايران تبديل به يك حوض كوچك شده كه با انداختن سنگي كوچك در آن مشوش و متلاطم مي شود نظير كاريكاتوري كه در روزنامه ايران به چاپ رسيد و تظاهرات گسترده اي را در بخشي از كشور موجب گرديد. به اميد روزي كه آستانه تحمل جامعه ايران به حد استاندارد و معقولي برسد و همه افراد با هر گونه مرام و اعتقادي به يكديگر احترام بگذارند و اذهان عمومي جامعه به مانند اقيانوسي بي كران شود تا بواسطه اينگونه اعمال و رفتار اينقدر با شتاب مشوش نشود.